طرح  عکس  نمايه نشريات دانشجويي  بانک اطلاعات نشريات دانشجويي  آموزشي  معرفي مراكز فعال نشريات  جشنواره نشريات  مجله همراه  تازه هاي نشريات  اتاق گفتگو   
همايش تعاون و اشتغال دانش آموختگان دانشگاهي برگزار مي شود            تقويم آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي گرگان در نيمسال تابستان سال تحصيلي 1385 اعلام شد            پذيرش مقاله عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي گرگان در كنگره بين المللي            برگزاري كارگاه برنامه ريزي و الگوهاي تدوين طرح درس در دانشگاه گرگان            دانشگاه گرگان ميزبان مسابقات تنيس و بدمينتون دانشگاه هاي كشور           
اهل اينجايم/طنز/ 18/مهر/1384---2:38:39 PM
صداي پاي نمره
اهل اينجايم
روزگارم خوش نيست
زيرا يك دانشجويم
تكه كاغذي دادم همراهش چند تجديد
خوابگاهي داريم بهتر از يك گاوداني
و كلاس
بزرگتر از يك مرغ دوني
دوستاني بهتر از شمش طلا
و استاداني
كه در اين نزديكي‌ها
لاي اين پيچ وخم دانشكده‌ي ما
پاي سر در دانشگاه ما
همه جا
دانشجويان بدنبالشان مي‌گردند
دارم مي‌گويم كه
من مسلمانم
قبله‌ام اين استاد
جانماز اين برگه
مهر خودكار
و ناداني
اندوخته من مي‌باشد
وضويم را از عرق شرم ناداني مي‌گيرم
در حين نمازم مي‌گذرد استاد
با چشمهاي گشاد
مي‌نگرد به من
تا از داخل دل پاك من
بتوانيد ببينيد تقلب‌هايم را
مي‌بيند
و حال
گل دايره المعارفم آشكار شده
و نمازم، واي بر من
كه قضايش را بايد خوانم
وقتي كه
خورشيد مي‌درخشد در عيوق
در هواي گرم
پي تكبيره‌الاحرام شهريور خوانم
پي قد قامت پائيز
تا توانم پاس كنم درسي را
و بر گالري نمراتم بيفزايم يك 10
گفتم كه
اهل اينجايم
كارم علافي است
گاه گاهي از بيكاري
چرت و پرتي مي‌گويم
مي‌دهم به اين نشريه
بدهم خورد شما
تا به آواز زيبايي آن دريابيد
چه فكري منحوسي در فكر دارم
مي‌دانم فهميديد....
اين دانشگاه آشغال است
خوب مي‌دانم كه..
وعده‌هاشان همه‌اش توخالي است.
اما نمي‌دانم اين استادا
چه ديده‌اند از اينجا
و چرا مي‌گويند هي
گايتون كتاب خوبي است
اين چه جسد زيبايي است
و چرا...
در گالري نمراتم يك 20 نيست
به من مي‌گويند هي
توي شاعر،
مغز،
از يك خرخوان چه كم داري؟
گفتم بهشان
چشم‌ها را بايد بست
درس ديگر چيست؟
كار ما نيست درس خواندن
كار ما فقط مي‌تواند اين باشد كه
برويم دانشگاه
به اميد نيامدن يك استاد
پرسه‌اي بزنيم در راهروها
پشت به دانايي بكنيم و....
تيكه‌اي بيندازيم به....
و پي آوازش (.....) برويم و
گل نيلوفر را بيفزائيم
به گل‌هاي دانشگاه
بي‌خيال اين‌ها
فكرها را آكبند
بايد دانش را واگذاريم به استادها
هي بجوند
تا شايد استفاده‌اي ببرند از آن....
استادها گويند علم مي‌گويند دانش
علم و دانش ديگر چيست؟
ما كه فكر حال
عشق فقط در پول است
خالي كرديم از علم ـ از دانش ـ از تيكه
از تابستان نه....
چون نه فصلي است بهتر از اين....
و در پايان
كار ما شايد اين باشد
كه به علافي‌مان برسيم
رضا نظام محله
http://www.payambarazam.ir
/index.html
/web_view_id_56.html

صفحه نخست
سياسي
اجتماعي
فرهنگي
دانشجويي
نشريات دانشجويي
مذهبي
صنفي
ورزشي
علمي آموزشي
مناسبتهاي ويژه/بزگداشت روز دانشجو
دهه گفتمان دانشگاهي
پرسمان دانشجويي
گزارش تصويري
اخبار ويــــــــژه

مقاله
گزارش
گفتگو
گزيده نشريات دانشجويي

وب لاگ خبرنگاران ما
ثبت نام در وب لاگ
ورود اعضا
ليست پيوندها
ارسال سوژه خبري
ارسال خبر
تماس با ما